تبليغاتX
حضرت زهرا(س)

حجاب

در جامعه ی ما، دین مبین اسلام  به معنای واقعی آن به مردم خصوصا قشر جوان شناسانده نشده است و به نوعی از اسلام گریزانند. اسلام دین پاکی و مساوات است و به دلایلی مجهول دید و نگرش بدی نسبت به اسلام دارند و در این بین، دختران و بانوان جامعه بیش تر از بقیه دلگیر. چرا که احساس می کنند حجابی که در اسلام به اشاره و تاکید شده باعث محدود کردن آنان می شود در حالی که این قشر اگر نیک اندیشه کنند و در مورد مسئله ی حجاب دقیق شوند در می یابند که چه قدر حجاب به سلامت آن ها و جامعه کمک می کند. در جوامعی که دموکراسی در آن ها حاکم است می بینیم و می شنویم  که چه بلاها ئی سر زنان آمده می آید و انسان ها تا چه حد به جای قدم برداشتن به سمت جلو، روز به روز به سمت عقب پیش می روند مثال بارز آن، در استرالیا که مردی با دخترش ازدواج کرده بود و صاحب یک فرزند دختر شده بودند. آیا این فرزند بعد از بزرگ شدن بدتر از آنها نخواهد بود ؟ یا چندی پیش خواندم زنی با دو مرد ازدواج کرده بود و صاحب یک پسر شده بود. در دوران قدیم که خبری از اسلام و حتی مسیحیت نبود چنین ازدواج هایی مرسوم بود ولی به مرور مردم دانستند که این نوع ازدواج ها باعث یک سری عواقبی می شود و دیگر این نوع ازدواج ها ممنوع شناخته شدند ولی در عصر خود شاهد بروز چنین ازدواج ها در جوامعی می شویم که خود را مترقی معرفی می کنند. آیا چنین نیست که این جوامع به عقب گام برمی دارند؟ پس ببینید که اسلام چه اندازه به این موارد توجه داشته که علاوه بر حجاب، بحث محرم و نامحرم را نیز مطرح کرده است.

با دوستی حرف می زدم زن ایرانی را با زن جوامع غیر مسلمان مقایسه می کرد می گفت زن ایرانی در بند است آزادی ندارد نمی تواند در هیچ کاری دخالت کند و . . . من دلیل نقض آوردم گفتم آزادی برای تو همان است که برهنه باشی، آیا تو دوست داری خانه ات در و دیوار نداشته باشد؟ وقتی مثلا خوابیدی یا حمام می کنی همه راحت ببیندت؟ گفت: نه . گفتم حجاب هم یعنی این که من در امن و امان باشم .

 دومین آیه مبارکه سوره نور، آیه 31 
(( ای پیامبر به زنان بگو، دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنچه قهراً آشکار است، آشکار نسازند، و باید بوسیله مقنعه، سینه و گردن و گریبان خود را بپوشانند و زینت خود را آشکار نسازند جز برای شوهرانشان و سایر افراد محرم خود...)) 

حجاب نزد فاطمه زهرا


 

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
  • بحار/92/43 اول صفحه -
  • بحار/189/43 -
  • بحار1/81/43-
  • بحار/54/43 -

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 22:55  توسط مهدی رضایی بروجردی  | 

عصمت حضرت زهرا

  حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، تنها زن معصوم اسلام است، كه عصمت او ريشه‏ى قرآنى و حديثى داشته و تاريخ زندگى پرافتخارش، شاهد بزرگ ديگرى در اين مقوله مى‏باشد.
فاطمه عليهاالسلام پيش از آنكه متولد گردد، نطفه‏اش از غذاى پاك بهشتى در صلب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و آنگاه خديجه قرار داده شده و در رحم مادر، پناه و انيس او به حساب آمده و هنگام ولادت با فرستادگان غيبى به سخن پرداخته و سپس در مدت محدود حياتش صدها كرامت محيرالعقول نشان داده و... همگى اينها از عصمت آن بانوى گرانقدر حكايت دارد.
آرى فاطمه عليهاالسلام به عنوان الگو و اسوه‏ى زنان عالم معرفى شده و ديگر زنان، بايد از زندگى بى‏لغزش او سرمشق بگيرند و شيوه‏هاى تربيتى و اخلاقى و خودسازى را، در آيين: عبادى، همسردارى، پرورش فرزند، حقوق اجتماع و مردم و... به كارگيرند و آن كنند كه او كرده و آن گونه روند كه او رفته است.
نگارنده عقيده دارد كه خانه و زندگى مشترك خانوادگى، بهترين محك براى سنجش اخلاق و رفتار و ايمان و تقوا و عدالت و... هر كس محسوب مى‏گردد و حضرت فاطمه عليهاالسلام در كنار پدر و خانه‏ى پدرى امتحان خوبى داده و مدال «فداها ابوها». «ام ابيها» و دهها مدال ديگر از دست پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دريافت داشته است و هم در خانه شوهر تا آنجا پيش رفته، كه اميرالمؤمنين مى‏فرمايند: فاطمه عليهاالسلام كوچكترين عملى كه باعث خشم من گردد انجام نداد، او مرا نافرمانى نكرد و با اخلاق و رفتارش غمها و غصه‏هاى ديگر مرا برطرف ساخت.

مقامات بهشتى حضرت زهرا و شيعيان ايشان

ابوجعفر طبرى در كتاب بشارة المصطفى از همام ابى‏على نقل مى‏كند كه گفت به كعب‏الاحبار گفتم: نظر شما درباره‏ى شيعيان على بن ابيطالب (ع) چيست؟
در پاسخ گفت: «اى همام! من صفات آنها را در قرآن يافته‏ام، آنها حزب خدا و انصار دين خدا و پيرو ولّى هدا، و بندگان خاص و بزرگوار خدا در ميان خلق هستند، خداوند آنها را براى دين خود برگزيده، و براى بهشت خود آفريده است، آنها در فردوس اعلاى بهشت در ميان خيمه و اطاقهائى كه از (دانه‏هاى شفّاف) مرواريد و لؤلؤ برپا شده، سكونت مى‏كنند، آنها در ميان مقرّبان ابرار هستند و از نوشابه‏ى دست نخورده سر بسته سيراب مى‏شوند، اين نوشابه از آب چشمه‏اى است كه «تسنيم» نام دارد، كه به آنها اختصاص دارد، تسنيم چشمه‏اى است كه خداوند آن را به حضرت فاطمه دختر محمّد (ص) و همسر على (ع) عطا فرموده است كه منبع آن چشمه زير ستونى قرار دارد كه قبّه‏ى آن ستون در خنكى و برودت مانند كافور، و در طعم مانند زنجبيل و در بو مانند مُشك است، سپس آب آن چشمه در جويها جريان مى‏يابد، شيعيان و دوستان فاطمه (س) از آن مى‏آشامند، و آن قُبّه داراى چهار ستون است، يك ستون آن از مرواريد سفيد است، كه در زير آن چشمه‏اى بنام «طهور» قرار دارد، و يك ستون آن از زُمُرّد سبز است كه در زير آن دو چشمه پر فوران از شراب طهور و عسل قرار دارد، هر يك از آن چشمه‏ها به سوى قسمت پائين بهشت جريان دارند، جز چشمه‏ى «تسنيم» كه در قسمت اعلاى بهشت، روان است كه خواص بهشتيان از آن مى‏آشامند، و آن شيعيان و دوستان على (ع) هستند، و اين است تفسير قول خدا كه در قرآن مى‏فرمايد:
يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيق مَخْتُومٍ... عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ.
: «آنها از شراب زلال دست نخورده‏ى سر بسته سيراب مى‏شوند... همان چشمه‏اى كه مقرّبان از آن مى‏نوشد (مطفّفين- 25- 28) پس اين نعمت بر شيعيان گوارا باد.
سپس كعب‏الاحبار گفت: سوگند به خدا، شيعيان را دوست نمى‏دارد مگر كسانى كه خداوند از آنها، عهد و ميثاق گرفته است.
ابوجعفرى طبرى پس از نقل فوق، مى‏گويد: سزاوار است كه شيعيان، اين حديث را با آب طلا بنويسند، تا نقل بسيار شده و از نابودى، حفظ گردد، و به مفاد آن عمل كنند كه موجب دستيابى به آنهمه درجات عالى بهشتى خواهد گرديد، با توجّه به اينكه اين روايت از اهل تسنّن نقل شده است كه براى حجّت بودن، رساتر است (و از تهمت ساختگى شيعه بدور است) و صحّتش روشنتر مى‏باشد.

پاسخ به سؤال سلمان
و نيز طبرى در كتاب بشارة المصطفى از كتاب كنز نقل مى‏كند كه ابوذر گفت: سلمان و بلال حبشى را ديدم نزد پيامبر (ص) آمدند، ناگهان سلمان بروى قدم رسول خدا (ص) افتاد و بوسيد، پيامبر (ص) او را از اين كار كنار زد و به او فرمود: «اى سلمان، آن كارى را كه عجم‏ها براى شاهان خود انجام مى‏دهند، نسبت به من انجام مده، من بنده‏اى از بندگان خدا هستم، مانند بندگان مى‏خورم و مى‏نشينم»
سلمان عرض كرد: اى مولاى من از تو مى‏خواهم از فضائل فاطمه (س) در قيامت، به من خبر بدهى!
پيامبر (ص) با چهره‏اى خندان به او نگريست و فرمود: «سوگند به خدائى كه جانم در دست قدرت او است، فاطمه (س) همان بانوئى است كه در عرصه‏ى محشر، سوار بر شتر عبور مى‏كند كه سرش (نمودى) از خشيت خدا است، و چشمانش از نور خدا مى‏باشد، تا اينكه فرمود: جبرئيل در سمت راست آن شتر، و ميكائيل در سمت چپ آن، و على (ع) در پيشاپيش آن، و حسن و حسين (ع) در پشت سر آن حركت مى‏كنند، خداوند حافظ و نگهبان او است، تا از صحنه‏ى محشر عبور كند در اين هنگام ناگهان از جانب خدا ندا مى‏رسد:
«اى همه‏ى خلايق! چشمهاى خود را فروخوابانيد، و سرهاى خود را پائين آوريد، اين فاطمه دختر پيامبر شما، همسر على (ع) امام شما، مادر حسن و حسين (ع) است، پس از پل صراط عبور مى‏كند در حالى كه دو چادر شفّاف و سفيد بر سر دارد.
وقتى كه فاطمه (س) وارد بهشت مى‏شود و به نعمتها و مواهبى كه خداوند براى او آماده ساخته مى‏نگرد، مى‏گويد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى اَذْهَبَ عَنّا الْحُزْنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ اَحَلَّنا دارَ الْمَقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لايَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ.
: «بنام خداوند مهربان، حمد و سپاس خداوند را كه: حزن و اندوه را از ما دور ساخت، البته خداى ما بخشنده و شكر پذير است، آن خدائى كه ما را در مقام عالى از عطاى خود قرار داد كه در آن هيچگونه رنج و ناگوارى به ما نمى‏رسد».
رسول خدا (ص) فرمود: پس از آن خداوند به فاطمه (س) وحى مى‏كند: «اى فاطمه! آنچه مى‏خواهى از من مسئلت كن كه به تو عطا مى‏كنم و تو را خشنود سازم»
فاطمه (س) عرض مى‏كند: خدايا تو اميد منى، بلكه بالاتر از اميد منى، از درگاه تو مسئلت مى‏كنم كه دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ، عذاب نكنى.
خداوند به او وحى مى‏كند: اى فاطمه! به عزّت و جلالم سوگند، دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين، به خود سوگند ياد نموده‏ام كه دوستان تو، و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نكنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:45  توسط مهدی رضایی بروجردی  | 

در جامعة امروز، زن به سرعت عوض می‌شود و زمان او را از آنچه هست دور می‌سازد و همة ارزش‌های قبلی‌اش را از او می‌گیرد تا از او موجودی بسازد که می‌خواهد و می‌سازد. همانطور که می‌بینیم ساخته‌اند!
امروزه بخصوص در جامعة اسلامی ایران با یک واقعیت روبرو هستیم و آن دگرگونی شدید در رفتار و عادات اجتماعی و طرز تفکر و تغییر شکل انسانی است. امروزه میان دو نسل فاصله است. در گذشته جامعه ثابت بود و در طول یک قرن چیزی عوض نمی‌شد و در چنین جامعه‌ای زن و مرد نیز تیپ ثابتی داشتند و این‌که دختری کپی مادرش باشد، طبیعی بود. اما امروزه دختران از مادران فاصله می‌گیرند و با هم بیگانه می‌شوند و اختلاف سنی از هر دو، دو انسان جدا و وابسته به دو دورة اجتماعی و دو فرهنگ و بینش می‌سازد.
در جامعة ما دو واقعیت وجود دارد. یکی تیپی است که متعصبانه سنت موجود را به نام مذهب و اخلاق می‌خواهد تحمیل کند و دیگری تیپی است که به عنوان روشنفکری و تجددمأبی یا به این عنوان که اگر دخالت کنم به اُمّل و قدیمی و عقب‌مانده متهم می‌شوم، در برابر تغییر تیپ دختر و پسر، نقش مترقی را بازی می‌کند. زیرا اگر دخالت کند، این حرمت ظاهری را نیز از دست می‌دهد..
وجود هر دو تیپ یک نتیجه دارد و آن سیلی ویران‌کننده است که همة بنیادها را خراب می‌کند و شهر را تسلیم خویش می‌سازد. در چنین جامعه‌ای مهمترین سؤال برای زن آگاه این است که چگونه باید بود؟ زیرا می‌داند که این‌گونه که هست نمی‌ماند و نمی‌تواند بماند. از طرفی می‌خواهد خویشتن جدیدش را خود انتخاب کند، اما نمی‌داند چگونه؟ نمی‌داند چهرة انسانی‌اش شبیه کدام چهره باید باشد.
ما مسلمانیم. زن جامعة ما وابسته به تاریخ و جامعه‌ای است که روحش را از اسلام گرفته است و زن آگاهی که در این جامعه می‌خواهد خودش را بسازد، نمی‌تواند از اسلام بی‌نیاز و نسبت به آن بی‌تفاوت بماند
مردم ما همواره از حضرت فاطمه(س) دم می‌زنند، اما با این همه چهرة روشن او شناخته شده نیست. بیشترین چیزی که مردم از این شخصیت بزرگ می‌دانند و بر زبان می‌آورند، این است که: حضرت فاطمه محبوب پیامبر بود. پس از پیامبر، فدک از او گرفته شد. جمعی به خانه‌اش حمله بردند و در را به پهلویش زدند و طفل شش ماهه‌اش را سقط کرد. بعد از آن عمر کوتاهش را با گریه و نفرین گذراند تا وفات کرد و وصیت نمود که او را شبانه دفن کنند تا کسانی‌که از آنها نفرت داشت، جنازه‌اش را تشییع نکنند و قبرش را نشناسند. حضرت فاطمه(س) چهره‌اش که در پشت مدح و ثناها و گریه‌ها و ناله‌های همیشگی پیروانش مجهول مانده است، یک زن بود؛.
  آنچنان که اسلام می‌خواهد زن باشد.

حضرت فاطمه زهراو نیز حضرت زینب الگوهایی برازنده و فراگیر هستند، که زنان    مسلمان باید در تمام زمینه ها از آنان پیروي کنند، زیرا آنان کسانی اند که هویت انسان در آنهاجلوه گر است.    آنها زنانی هستندکه افتخار خاندان وحی اند و چون خورشیدي بر تارك اسلام میدرخشند.حضرت زهرا(س)زنی   است که فضایل او هم تراز فضایل بی نهایت پیغمبر اکرم(ص)و خاندانعصمت و طهارت(ع) است.

زنی که هر کس، با هر بینش، در باره او گفتاري دارد،ولی از عهده ستایش او برنیامده است. بانوي عالَم اسلام، زنی روحانی و ملکوتی و به تمام معناانسان است. او نسخه تمام انسانیت و حقیقت تمام زن و انسان است.

او موجودي الهی جبروتی است که در صورت یک زن ظاهر شده است. زنی که تمام ویژگیهاي انبیادر او است .او است که حرکت معنوي را از مرتبه طبیعت شروع کرده، باقدرت الهی و تربیت رسول اکرم(ص)به مرتبه اي رسیده که دست همه از او کوتاه است. این گونه زن، یکی از هدفهايآفرینش است.

عبادت، فصاحت و بلاغت، فرزانگی و دانش، معرفت و حکمت، جهاد و مبارزه، رفتار مادرانه واحساسات و شخصیت جامع الاطراف حضرت فاطمه زهرا را الگوي زن مسلمان می داندآنکه در این زمینه می تواند الگو باشد، بانوي محترمی است که در میدانهاي مختلف، جهاد کرده، ازاسلام و امامت و ولایت و پیامبر و بزرگترین سردار اسلام امیر مؤمنان دفاع نموده است.این دختر مثل فرشته نجاتی براي پیغمبر(ص) مثل مادري براي پدر خود و مثل پرستار بزرگی برايآن انسان بزرگ مشکلات را تحمل کرد. از اين رو به ام ابيها ملقب گشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:13  توسط مهدی رضایی بروجردی  | 

 

در خانه پدر:
حضرت فاطمه نزد پدر احترامی عظیم داشت. بسی فراتر از احترام پدری به دخترش. پیامبر با آن همه شأن و عظمت، دست دخترش را می‌بوسید.

در خانة همسر:

همسری مدیر و مدبر بود. او با مردی فقیر ولی با فضیلت ازدواج می‌کند و در مشکلات زندگی همفکر و همکار علی(ع) است. او برای زنان در طول تاریخ به عنوان همسری نمونه جلوه می‌کند. فاطمه(س) کانون خانواده را گرم و پناهگاه امن می‌کرد و می‌دانست که پیروزی علی در عرصه‌های مختلف تا حد زیادی مربوط به اعتمادی است که به کانون خانواده دارد.

یک مادر نمونه:
از دامن پاک او فرزندانی چون امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و زینب(س) پدید آمد. او فرزندداری را شأن کوچکی نمی‌دانست که آن را به عهدة دیگران واگذارد و یا با احساس حقارت از بچه‌داری به دنبال مشاغل پرسروصدای بیرون برود. او خانه را مرکز انسان‌سازی می‌شناخت و فرزندان را ثمرة باغ وجود، که درخور هرگونه اعتنا هستند.

فعالیت‌های اجتماعی حضرت زهرا:
حضرت زهرا(س) در پاسخگویی به سؤالات و هدایت زنان نقش بارزی داشتند. پس از رحلت پیامبر تا مدتها علی(ع) مأمور به سکوت بود و مجبور به تحمل؛ زیرا قیام او به صلاح حکومت نوپای اسلامی نبود. فرد دیگری می‌بایست برخیزد و فریاد روشنگری سر دهد. این فرد کسی نبود جز یگانه فرزند پیامبر گرامی اسلام و سیدة بانوان عالم. کاری که او به عنوان دفاع از امام زمانش انجام داد، هیچکس دیگری غیر از او نمی‌توانست انجام دهد. حضرت زهرا در این برهه از تاریخ به عنوان یک مسلمان حضور و ظهور اجتماعی داشت. زیرا ضرورت دفاع از دین ایجاب می‌کرد. ولی به عنوان یک زن تمام حریم‌ها و حرمت‌ها و حدود حجاب را رعایت نمود. حضرت زهرا(س) بهترین چهره و الگو را به ما نشان می‌دهد که چطور یک شیعه یا سنی برای دفاع از امام زمان خود به پا خیزد.
حضرت فاطمه(س) نمونه ایده‌آل آن زنی است که می‌توان شد و کسی نشده است. حضرت فاطمه، منبع الهام آزادی و حق‌طلبی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و تبعیض است. وی در همة ابعاد گوناگون زن بودن، نمونه شده بود.
مظهر یک دختر در برابر پدرش، مظهر یک همسر در برابر شویش، مظهر یک مادر در برابر فرزندانش، مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش و او خود یک امام است. یک تیپ ایده‌آل برای زن یک اسوه و یک شاهد که می‌خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزة مداومش در دو جبهة داخلی و خارجی، در خانة پدرش، در خانة همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگی‌اش، چگونه بودن را به زن پاسخ می‌دهد.
اگر چهرة حضرت فاطمه(س) درست تصویر بشود، آن‌طور که بود و می‌اندیشید و سخن می‌گفت و زندگی می‌کرد، نقش او در مسجد و شهر و خانه، در اسلام و تربیت فرزند، در همة ابعاد برای این نسل تصویر بشود، هر زن مسلمان و غیرمسلمان، او را به عنوان بزرگترین الگو خواهد پذیرفت. چرا که عظمت زن در وجود او آشکار شد. عظمتی که مرد را به تکامل رساند.
شهادت این بانوی نمونة اسلام بر تمامی زنان آگاه و مسلمان تسلیت باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:34  توسط مهدی رضایی بروجردی  | 
خدایا از عشق امروزمان برای فرداهایی که فراموش میکنیم... قدری کنار بگذار 

به قدر یک لبخند تا فراموش نکنیم عاشق بودیم... عاشق بمیریم... تا عاشق بمانیم و.....

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:45  توسط مهدی رضایی بروجردی  | 
بتونم بگم ..............................................................!
بتونم بگم دوست دارم تو مـادر بچه هام باشی
بتونم بگم برای موفقیــت تلاش میکنــــــــم
بتونم بگم ســپر دفاعــی برای تو میــشـم
بتونم بگم بی تو زندگیــــم ارزش نـداره
بتونم بگم در غم ها شریکت میشـم
بتونم بگم خـــودم رو برات فدا کـنـم
بتونم بگم هــمراهــــت باشـــــــم

بتونم بگم پیش مرگ تو میـشم
بتونم بگم خوشـبختیت آرزومه
بتونم بگم نوازشــت میکــنم
بتونم بگم خیلی عاشقتم

بتونم  بگم همسرم باش
و خیلی ناگفته ها......

http://www.gifandgif.eu/animated_gif/Greetings/Animated%20Gif%20Greetings%20(107).gif
با آرزوی زندگی پر از موفقیت و سربلندی و کامیابی و تندرستی و پر از عشق و شادی  برای تو هر کجا که باشی
خدا رو برای همچین روزی شکر میکنم
پارسال هم این روز رو به مامانت تبریک گفتیم!نمیدونم میدونی یا نه!
من میتونم شمارت رو به راحتی گیر بیارم و یا حضوری بهت بگم اما چون فامیلیم و برای احترام به حرمت فامیلی و اینکه 1% تو اذیت نشی اینکار رو نمیکنم و همین جا بهت صادقانه و خالصانه و پر از عشق بهت تبریک میگم


پر از عشق و علاقه و دوستی
من عشق رو گدایی نمیکنم
برای رسیدن به تو و خوشبختی تو و خودم تلاش میکنم
اما جواب آخر به خودت بستگی داره و کاملا حق انتخاب داری!


آهنگ زمینه سایت رو به همین مناسبت تغییر دادم و تا 9 اردیبهشت همین آهنگ به عنوان موسیقی پس زمینه پخش خواهد شد

با تشکر

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که با پول می شود!
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:32  توسط مهدی رضایی بروجردی  | 

روزی عشق از دوستی پرسید: تفاوت من و تو در چیست؟

دوستی گفت:

من دیگران را با سلام آشنا میکنم تو با نگاه . . . .

من آنان را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ.

http://deborah1.persiangig.com/160/3/axe-sub-ir_ihdy_333_7_%20(6).gif

دوستان خوب خوشحال میشم نظرات پر مهرتون رو در باره مطلب بالا ذکر کنید.ممنون

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 20:7  توسط مهدی رضایی بروجردی  |